(¯`·.¸¸.· دنیا رو زیرورو کنی...بگو مگو کنی...بازم پیدانمیکنی(¯`·.¸¸.·
عصر ما عصر فريب
عصر پژمردن گلدون
چتراي سياه تو بارون
آسمونای شهر پر دوده
قلب عاشقاش کبوده
کاش تو قحطي شقايق
بشينيم تو يه قايق
بزنيم دل و به دريا
من و تو تنهاي تنها
خونه هامون پر نرده
پشت هر پنجره پرده
قفسا پر پرنده
لباي بدون خنده
چشما خونه سواله
مهربون شدن مهاله
کاش تو قحطي شقايق
بشينيم تو يه قايق
بزنيم دل و به دريا
من و تو تنهاي تنها
اونقده ميريم که ساحل
از من و تو بشه غافل
قايق و با هم ميرونيم
اونجا تا ابد ميمونيم
جايي که نه آسمونش
نه صداي مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش
نه گلاي گل فروشش
مثل اينجا آهني نيست
پس ببين يادت بمونه
کسي هم اينو ندونه
زنده بوديم اگه فردا
وعده ما لب دريا ......







